سلام
موج فیلم بازیگر نقش زهره شوکت آمد و رفت اینجا می توانید تحلیل اجتماعی این موضوع را بخوانید
۴.۵ میلیون نفر در ایران با درآمد زیر ۳۰ هزار تومان زندگی می کنند این خبر را هم اینجا بخوانید
تا بعد
سلام
تا بحال به سفرهای استانی که جدیدا بیست و چهارمی آن به خوزستان انجام شد فکر کردید؟ من فکر کردم و می خواهم در مورد این موضوع صحبت کنم.
به کشورهای دیگر توجه کردید؟ تقریبا می شود گفت این گونه سفرها از اختراعات این نظام محسوب می شود. واقعا علت این سفرها چیست؟
قدم به قدم جلو می رویم: ابتدا ادله موافقان این سفرها را بررسی می کنیم.
آنها می گویند که به وسیله این سفرها مشکلات واقعی مردم شناخته می شود و سرعت کارهای عمرانی افزایش مییابد. می گویند که نمی شود در تهران بود و برای مناطق دیگر تصمیم گرفت.این دلایل ظاهری است . یک سری دلایل هم به صورت پشت پرده و غیر علنی وجود دارد. یکی اینکه در وضعیتی که در حال تهدید شدن هستیم باید با اینگونه حرکات به دنیا ثابت کنیم که همچنان حمایت مردمی داریم. با این سفرها افکار عمومی را ساده فرض کنیم و با این عمل بگوییم که ما واقعا به فکر شما هستیم (حالا اگر فقط حرفش هم زده شد خیلی مهم نیست)در حالی که نیستند.دلایل زیاد است و حتما تعداد بیشتری را در سایت های طرفدار دولت پیدا خواهید کرد.
واقعا چرا این سفرها فقط در کشور ما لازم است؟می خواهم یک وضعیتی را به صورت فرضی تشریح کنم و ببینیم در این صورت آیا به سفر استانی نیاز است؟
فرض کنیم که نظام مشکل مشروعیت داخلی و خارجی خودش را حل کند (منظور من این نیست که مشروعیت ندارد یعنی مانند دولت های مدرن دیگر بر سر بودن یا نبودن این دولت صحبت نشود.به عبارت دیگر دولت فقط دولت باشد و نه قیم مردم بلکه واقعا خدمتگذار مردم باشد در این صورت دیگر در هر اتفاق و بحرانی انگشت نشانه به سمت موجودیت نظام نشانه نمی رود) اعتماد عمومی به همدیگر افزایش پیدا کند . هزینه های بیهوده انجام نگیرد (شامل رفتارهای پرخطر در داخل و خارج که جلوی سرمایه گذاری خارجی و داخلی را می گیرد) و موارد دیگر که در آینده می خواهم به طور کامل به این موضوع بپردازم . همچنین استانداران از اختیارات گسترده برخوردار شوند و مردم هر استان یا منطقه برای امور خود تصمیم بگیرند. اقتصاد دولتی به اقتصاد خصوصی تبدیل شود و رای مردم دارای اهمیت باشد و نه حضور در راهپیمایی و سفرهای استانی و به طور کلی یک جامعه سالم و رو به رشد . آیا در این جامعه و کشور لازم است هیات دولت که وظیفه آن امور کلی دولت است به تک تک استان ها سفر کند و در هر شهر و روستایی در باره جزیی ترین مسایل دخالت کند؟
به واقعیت بر می گردیم. در همین کشور خودمان در وضعیت فعلی ، رییس جمهور 4 روز به خوزستان رفت .خوزستان استان بزرگی است و تمام 4 روز ایشان به گشت و گذار و تفریح و سخنرانی گذراندند. واقعا ایشان در این 4 روز چه میزان از وقت شان را برای بررسی مشکلات این استان گذاشتند؟ ادعا می شود که این موارد توسط کارشناسان بررسی می شود و در جلسه هیات بررسی و تصویب می شود.خوب اگر این حرف حقیقت دارد همین گروه کارشناس تشریف بیارند تهران در جلسه شرکت کنند و یک جلسه هیات دولت به یک استان اختصاص یابد و از این هزینه های گزاف هم نکنند .
به یک موضوع دیگر هم باید توجه کرد . متاسفانه جدیدا به علت اینکه مردم اشتیاق چندانی به حضور در این مراسمات ندارند از شیوه های جدیدی استفاده می کنند که یکی از آنها حل مشکلات کسانی است که در استقبال شرکت کنند. یعنی باید حتما حضور داشته باشند تا نامه بدهند و یک وام 100 تا 200 هزار تومانی دریافت کنند.
یک علت دیگر هم که به شخصیت رییس جمهور محترم بر می گردد عشق و علاقه ایشان به دوربین و در جمع بودن است. کاش یکی از دوستان که روانشناسی خوانده ایشان را از این جهت مورد مطالعه قرار دهد (نتایجش جالب خواهد بود.) امیدوارم روزی برسد که در این مملکت وضع اقتصادی همه در سطحی باشد که لازم ندانند برای مقداری وام شخصیت خودشان را در زیر قدمهای رییس جمهور قربانی کنند.
البته فرهنگ را هم نمی شود نادیده گرفت. همچنان چوب استبداد تاریخی در این مملکت را می خوریم . مردم باور ندارند که رییس جمهور منتخب آنها است و یکی مثل آنها است . فکر می کنند به آسمان متصل است و دیدنش ثواب دارد (ثواب که ندارد ... هم دارد!)ببخشید که تند تند نوشتم به زودی مبحثی را در رابطه با وضعیت کلی مملکت شروع می کنم و به ترتیب موضوعی به تمام مباحث مرتبط خواهم پرداخت.
تا بعد
سلام
به قسمت هایی از مصاحبه مدیر عامل شرکت دخانیات ایران توجه کنید:( مصاحبه کامل در اینجا)
طاهري با بيان اين كه درحال حاضر 25 درصد بازار سيگار كشور در اختيار توليدات داخلي است، گفت: سالانه 55 ميليارد نخ سيگار در كشور مصرف ميشود كه 12 ميليارد نخ آن از طريق توليدات داخل، 12 ميليارد نخ از طريق توليدات مشاركتي، 24 ميليارد نخ از طريق واردات قانوني و 10 ميليارد نخ از طريق قاچاق تامين ميشود. (توضیح:یعنی به هر فرد ایرانی حدود ۸۵۰ نخ سیگار تعلق می گیرد!!!)
مديرعامل شركت دخانيات ايران در ادامه با اشاره به توليد سيگارهاي تقلبي با جعل نشان شركتهاي ايراني و خارجي در كشورهاي عراق و حاشيه جنوبي ايران اظهار كرد: مصرف اين محصولات به شدت زيانبار است و بايد از توليد آنها جلوگيري شود. (توضیح: یعنی سیگار غیر قاچاق و داخلی ضرر که ندارد هیچ!! درآمد خوبی هم برای دولت دارد.فقط سیگارهای تقلبی سرطان زا هستند!)
به گفته وي در 9 ماه امسال حدود 10 ميليارد نخ سيگار در ايران توليد شده كه در آمد حاصل از فروش آن 114 ميليارد تومان بوده و پيشبيني ميشود اين رقم تا پايان سال به 140 ميليارد تومان برسد.
او درآمد دولت را از محل واردات سيگار به كشور در 9 ماه امسال 118 ميليارد تومان عنوان كرد و گفت: 84 درصد مصرفكنندگان سيگار دنيا به كشورهاي در حال توسعه اختصاص دارد و ايران پانزدهمين وارد كننده سيگار در جهان محسوب ميشود.
طاهري در ادامه با اشاره به هدف گذاري انجام شده براي كاهش سهم قاچاق سيگار در مصرف اين محصول در كشور از 15 درصد فعلي به 10 درصد تصريح كرد(توجه کنید که هدف گذاری در جهت کاهش مصرف سیگار نبوده است بلکه در جهت جلوگیری از قاچاق سیگار بوده است): بر اساس برنامهريزي انجام شده، قيمت سيگار سالانه حدود 10 درصد افزايش خواهد يافت و البته اين سير صعودي طوري نخواهد بود كه ميزان قاچاق را افزايش دهد.
وي از انجام مذاكره با شركتهاي بزرگ خارجي به منظور توليد سيگار در ايران خبر داد و گفت: با تحقق اين برنامه در 2 سال آينده، بخشي از واردات سيگار جاي خود را به توليد داخل خواهد داد.
مديرعامل شركت دخانيات ايران ادامه داد: در حال حاضر مذاكرات با شركتهاي GTI ژاپن (توليدكننده سيگار وينستون)، BAT انگليس و KT&G كره در حال انجام است و اميدواريم تا پايان امسال براي توليد مشترك سيگار با شركت KT&G در تهران وارد مراحل عملياتي شويم.
مدير عامل شركت دخانيات در ادامه ارزش حاصل از فروش سيگار را در كشور سالانه هزار ميليارد تومان عنوان كرد و گفت:850 ميليارد تومان از اين رقم به سيگارهاي وارداتي و قاچاق اختصاص دارد. (به دلار میشه یک میلیارد و ۲۳۰ میلیون دلار )
فعلا که دولت فقط به فکر درآمدش است.من هم پیشنهاد می کنم که بر روی مواد مخدر هم مالیات وضع کنند و از حالت قاچاق خارج کنند تا هم در راه مبارزه با مواد شهید ندهیم و هم اینکه بعضی ها زودتر به هدفشان که معتاد کردن تمام ایرانیان است برسند
تا بعد
يك ژنرال آمريكايي گفت : صدام در آخرين ساعات عمر خود التماس مي كرد كه به او اجازه گفت وگو با يك مقام آمريكايي داده شود تا طرح هاي خود را براي كشور عراق ارائه دهد.
به گزارش پايگاه اينترنتي « نهرين .نت » اين ژنرال آمريكايي در تشريح آخرين ساعات عمر صدام گفت : صدام در نيمه شب قبل از اعدام دچار لرزش شديدي شد به طوري كه نمي توانست برخودش مسلط شود.
يك پزشك نظامي براي معاينه وي حاضر شد و به صدام داروي آرامش بخش تزريق كرد و به اين ترتيب وي كمي آرام شد.
ژنرال آمريكايي افزود : صدام درباره ايراني ها و طرح هاي آنها و خطر القاعده و شيعه به ما هشدار داد. صدام خطاب به اين ژنرال گفت : من به تنهايي ايران را از سر راه شما بر مي دارم . من به تنهايي ايران را به زانو در مي آورم من به تنهايي امنيت نفت و ثبات در منطقه را براي شما تامين مي كنم .
روزنامه انگليسي ساندي تايمز در شماره 31 دسامبر در گزارشي به بررسي جزپيات اعدام صدام پرداخت.
به گزارش رجانيوز، «ماري کالوين» گزارشگر ساندي تايمز در اين باره به گفتگو با موفق الربيعي، مشاور امنيت ملي دولت عراق و قاضي منير حداد پرداخته است.
در اين گزارش به جزيي ترين مسائل اعدام صدام حسين، ديكتاتور عراق پرداخته شده است.
« درست قبل از ساعت شش صبح، در زدند. جلادان صدام، نقاب سياه روي صورت هايشان کشيده بودند. صدام، روز گذشته، آخرين دقايق زندگي اش را در مقر اطلاعات نظامي عراق گذراند که روزي محل شکنجه و کشتار هايي بود که به دستورخودش صورت مي گرفت.
وقتي اذان صبح در شهر طنين انداخت، صدام را با پا بند آهني به پاي چوبه دار بردند تا تقاص جناياتي را که بر مردم عراق روا داشته بود، بدهد.
موفق الربيعي، مشاور امنيتي دولت ملي عراق، که شاهد مرگ صدام بود، مي گويد: «ما او را به اتاق چوبه دار برديم و به نظر مي رسيد که صدام از اتفاقي که در شرف وقوع بود، شگفت زده شده است. او به چوبه دار نگاه مي کرد و آنچه را که مي ديد، باور نداشت».
درحالي که جهان با واکنش هاي دوگانه اي بين شادماني و محکوم کردن اعدام صدام نشان داد، الربيعي گفت که ديکتاتور مخلوع، موقع رفتن به پاي چوبه دار، زير لب حرف مي زد: «نترسيد؛ اين جايي است که همه ما مي رويم».
الربيعي يکي از 15 نفري است که در اتاق تاريکي حضور داشت که آخرين جايي روي زمين بود که صدام مي ديد. الرباعي در گفتگوي تلفني از بغداد گفت که ديکتاتور سابق عراق، ابراز پشيماني نکرد.
الرباعي مي گويد: «به او، چه قبل و چه بعد از اعدام، احترام گذاشته شد. ما تمام استاندارد هاي اسلامي و بين المللي را در نظر گرفتيم.»
بعد از جنجال جمعه شب که مقامات عراقي اعلام کردند که مرگ صدام قريب الوقوع است و وکلايش سعي داشتند که از يک دادگاه آمريکايي استيناف بکنند، اما حکم اعدام وي صبح ديروز اجرا شد.
نوري المالکي، نخست وزير عراق، قبل از شرکت در مراسم ازدواج پسرش، حکم اعدام را امضا کرد و شوراي رياست جمهوري هم آن را تاييد کرد.
به زندانبان هاي آمريکايي که مسئول نگهداري از صدام بودند، دستور داده شد تا او را به دولت عراق تحويل بدهند. آنها به او قرص آرام بخش دادند، اما صدام قبول نکرد. الربيعي مي گويد:« ما حدود ساعت 5 ونيم صبح، صدام را از نيروهاي متحد تحويل گرفتيم و او مال ما شد».
درحالي که نيروهاي آمريکايي بيرون در نگهباني مي دادند، صدام به اتاقي سرد و متروک مقر اطلاعات نظامي عراق، برده شد. حتما يادش نرفته بود که نيروهاي امنيتي خودش، تعداد زيادي از مردم را در آن ساختمان ترسناک، شکنجه کرده و کشته بودند. صدام را نيم ساعتي تنها گذاشتند تا با افکار خودش خلوت کند. طبق قانون عراق، محکومان به اعدام حق دارند قبل از اعدام سيگاري بکشند و غدا بخورند.
الربيعي مي گويد: «به دست هايش دستبند زده بوديم و او را نشانديم. آنجا يک قاضي، معاونش، معاون وزارت دادگستري، معاون وزارت کشور، خودم و يک دکتر حضور داشتيم. بعد مشغول انجام تشريفات مربوط به پرونده قطور مدارک و جزئيات دادگاهش براي جناياتي که عليه بشريت انجام داده بود، شديم. قاضي حکمش را خواند. او همچنان در سکوت بود تا اينکه چشمش به يک دوربين فيلم برداري افتاد و شروع کرد به شعار دادن: الله اکبر، مرگ بر فارس ها(!)، مرگ بر اين و آن. دستبندش تنگ بود و آزارش مي داد، به نگهبان ها گفتم دستبند را کمي شل کنند.
مراحل تشريفاتي به پايان رسيد و چهار جلاد نقاب دار جلو آمدند. قد کوتاه و فربه بودند و کت چرم به تن داشتند، بيشتر شبيه قاتلان القاعده در فيلم هاي تروريستي آماتوري بودند تا کساني که ماموريت داشتند حکم رئيس سابق دولت عراق را اجرا کنند. صدام که نسبت به روزهاي پر جلال اش، چروکيده شده بود از آنها بلند قد تر بود.
لباس مرگش را خياط شخصي اش که از اهالي ترکيه است، دوخته بود؛ شلوار سياه، کفش هاي سياه واکس زده، بلوز سفيد، پلوور سياه و اورکت پشمي سياه که او را در مقابل سوز سرما در آخرين دقايق قبل از اعدامش حفظ مي کرد، پوشيده بود. موهايش به سياهي هميشه بود، اما زير چشمانش پف کرده بود.
در محل چوبه دار، جلاد ها دستبندش را باز کردند و دست هايش را از پشت بستند. وقتي به چوبه دار نزديک تر شد، دستمال سياهي به دور گردنش بستند تا از سوختگي طناب، محافظتش کند. وقتي مي خواستند پارچه سياه روي سرش بکشند، زير لب گفت:«اين کار لازم نيست». طناب را از روي سرش رد کردند.
او با حالتي گيج ايستاده بود و يکي از جلاد ها، گره طناب را سمت چپ گردنش، محکم کرد. صدام، حتي در آستانه مرگ هم دوربين هاي ويدئو را فراموش نکرد. قبل از اينکه پايش را به محل چوبه داربگذارد که با نرده هاي قرمز محصور شده بود، او کلماتي قبل از مرگ به زبان مي آورد، با صداي بلند گفت:« الله اکبر» و «فلسطين عربي است».
الربيعي مي گويد: «او درحالي که طناب به دور گردنش پيچيده شده بود، ايستاده بود. جلاد، شروع به خواندن قرآن کرد:" هيچ خدايي بجز الله نيست و محمد رسول خداست" اين جمله دو بار تکرار شد و صدام در يک چشم بر هم زدن، سقوط کرد. جلاد اهرم را کشيده بود و صدام در فاصله سه پايي چوبه دار، در سکوت آويزان مانده بود. ساعت شش و ده دقيقه صبح بود». مرگ صدام سريع بود. خيلي، خيلي سريع و کاملا بدون درد بود و بعد از سقوط بي حرکت بود».
سامي العسکري، نماينده نخست وزير در مراسم اعدام گفت که صداي شکستن گردن صدام را شنيده است.
صدام به مدت ده دقيقه از طناب آويزان بود و 15 نفري که آنجا بودند، شاهد اين صحنه بودند. دکتر ايست قلبي اش را اعلام کرد و بعد، يکي از جلاد ها او پايين آورد و در کيسه سفيدي قرارش داد و از اين صحنه عکس گرفت تا به وفاداران جان سختش اثبات کند که صدام مرده است. تلويزيون عراق، آخرين عکس او را که اززاويه عجيبي گرفته بود و گردنش از کيسه سفيد بيرون افتاده بود، نشان داد.
منير حداد، قاضي دادگاه استيناف هم شاهد مراسم اعدام بود. او گفت: «يکي از حاضران از صدام پرسيده است که آيا از مرگ مي ترسد؟ و صدام در جواب گفته است: چرا بايد بترسم؟ من تمام زندگي ام را در جنگ با کفار و متجاوزين گذرانده ام(!)».
کس ديگري پرسيد:«چرا عراق و ما را نابود کردي؟ تو ما را به قحطي کشاندي و کاري کردي که آمريکا عراق را اشغال کند». جواب صدام اين بود:«من متجاوزين و دشمنان عراق را نابود کردم، و من عراق را از فقر به ثروت رساندم».
منير حداد مي گويد: «صدام حالت عادي داشت و به خودش مسلط بود.» او گفت: «اين پايان کار من است. من زندگي ام را بعنوان يک سياستمدار نظامي با جنگ، آغاز کردم. پس مرگ مرا نمي ترساند. ما به بهشت مي رويم و دشمنان ما به قعر جهنم».
وقتي او را به پاي چوبه دار مي بردند، سربازگارد سعي کرد پارجه سياه روي سرش بگذارد، اما او مخالفت کرد. بعد آيه هايي از قرآن خواند که سربازها مسخره اش کردند. يکي از سربازهاي گارد، اسم مقتدي الصدر، روحاني معروف شيعه، را فرياد زد و صدام با پوزخند گفت:«مقتدي کيست؟»
حداد گفت: «روحاني که آنجا بود از صدام خواست که کلمات قرآن را بخواند و صدام هم همين کار را کرد، اما با استهزا. اين آخرين کلماتش بود و طناب بر گردنش فشرده شد و او به سوي مرگ، سقوط کرد».
سلام
فیلمی که توسط موبایل گرفته شده را اینجا می توانید دانلود کنید البته فرمتش فورمت موبایل است که real پخش مي کند (قبلا هم گفتم اين صحنه ها براي ديدن خوب نيست اما به دو علت گذاشتم1- اطلاع رساني 2- براي کساني که ميگن از کجا معلوم اعدام کرده باشند.)
دانلود از لینک 1
Size: 7,038 KB
دانلود از لینک 2
Size: 2,064 KB
لینک 3
لینک 3 کمکی
لینک 3 کمکی
Size: 1,349 KB
این عکسها مربوط به حضور معاون رییس جمهور آقای مشایی است که در پست قبلی در بارش صحبت کردم (اگر بعدا گفتند که این برادر دوقلواش بوده باور کنید!!!)


سلام
چه کار کنم دست خودم نیست که! از بس علاقه دارم به این آدم. این عکس ها را هم ببینید.
راستی حماس هم انگار تکذیب کرد (فشارها انگار کار خودشو کرده!) گفته ما فقط گفتیم چرا روز عید اعدام کردید(لابد مجلس ترحیم هم نگرفتند )


چند تا لينک


